عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )

مقدمهء مصحح 29

كشف الحقايق ( فارسى )

320 - 322 انسان الكامل ) نيز براى اثبات تشيع او خالى از ضعف نيست چرا كه يا بايد قائل به « استفهام انكارى » او شد و يا قائل بعدم اعتقاد شخصى او دراين‌باره و قبول تعبدى او سخن شيخ سعد الدين را و اين هر دو مغاير با تشيع اوست . بديهيست سخن شيعه‌تراش مشهور يعنى قاضى نور اللّه شوشترى ( قده ) دراين‌باره جالب يقين نمىباشد . همچنين از آنجا كه بسيارى از عقايد باطنيان ( اسماعيليه ) على الاصول متخذ از عقايد حكما و فلاسفه است و « عزيز » در نقل اقوال اهل حكمت همان معتقدات و مبانى را كه اعتقادات اسماعيليه نيز در قسمتهائى با آن منطبق است نقل مىكند اينست كه شايد چنين به نظر رسد كه عزيز عقايد مزبور را عقيده خود مىداند فلذا بايد او را اسماعيلى مذهب دانست خاصه آنكه به بسيارى از آيات قرآنى كه مورد تأويل و استظهار اسماعيليانست نيز استشهاد و تمسك مىكند ( همچون آيه مباركهء « نور » و آيه شريفهء « مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتِي وُعِدَ الْمُتَّقُونَ فِيها أَنْهارٌ مِنْ ماءٍ غَيْرِ آسِنٍ وَ أَنْهارٌ مِنْ لَبَنٍ لَمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُهُ . . . . الخ . . » ) ولى آنچه كه در بالا براى تضعيف احتمال شيعى بودن او گفته شد دراين‌مورد نيز ناظر است و از جمله دلائل قوى بر اسماعيلى نبودن او يكى اينست كه اقوال فقها و گاه متكلمين را همه بعنوان اقوال اهل شريعت ( نه اهل ظاهر ) نقل و ثبت و تأييد مىكند و حتى تمسك و توصيه او بشعار معروف باطنيان : ( استر ذهبك و ذهابك و مذهبك ) نيز دليلى بر باطنى بودن او نمىباشد . غرض در اين مقام تعيين مذهب نسفى نيست بلكه اشارهء بضعف دعاوى مدعيان تشيع وى است لا غير . شهرت نسفى در اروپا « 1 » عزيز نسفى در ميان نويسندگان صوفى يكى از كسانيست كه از قديم او را در اروپا مىشناخته‌اند . در سال ( 1655 ) ميلادى قسمتهائى از رساله « مقصد الاقصى » او از متن تركى ( يعنى ترجمه تركى مقصد ) به زبان لاتينى ترجمه و منتشر شد . « ثالوك » در تحرير رساله خويش درباره ( آيين تصوف ) ( كه اين رساله تا مدتى مديد براى شناختن تصوف در اروپا يك اثر كلاسيك بشمار مىرفت ) از رساله « مقصد الاقصى » بسيار استفاده نمود . بعدها « پالمر remlaP » شرح و تفسيرى بر متن رسالهء « مقصد الاقصى » منتشر ساخت كه اندكى قبل از جنگ جهانى اول براى بار دوم بطبع رسيد . اما « پالمر » تصور كرده بود كه رسالهء فارسى ( مقصد الاقصى ) ترجمه متن تركى آنست . پس از « پالمر » يعنى از يك قرن پيش « نسفى » فراموش شد و مستشرقين به طرف ساير نويسندگان صوفى مانند « ابن العربى » و متصوفهء قديم و قرون چهارم - ششم توجه كردند تا روزى كه « فريتز مير reieMztirF » دوباره توجه ايشان را به نسفى معطوف ساخت و آن دوره مصادف با موقعى شد كه ( آقاى هانرى كوربن nibrocyrneH ) آثار

--> ( 1 ) همه اين قسمت تقريبا از مقدمه « موله » بر انسان الكامل ترجمه شده است و بنده متعهد صحت و سقم آن نيست .